ابژکتیو

(اُ ژِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- عدسی دوربین که تصویر شی ء را گرفته، کوچک و بزرگ نماید و به داخل اتاق دوربین، روی صف ح ه حساس منعکس کند.
۲- واقعی، ملموس، قابل مشاهده.

    ابصار

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ بصر؛ چشم‌ها، دیده‌ها.

      ابصر

      (اَ صَ) [ ع. ] (ص.) بیننده تر، بیناتر.

        ابطال

        ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- باطل کردن، لغو کردن، بیهوده کردن، ناچیز کردن.
        ۲- دروغ و باطل گفتن.

          ابطح

          (اَ طَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- رودخانه فراخ.
          ۲- زمین هموار، هامون.

            پیمایش به بالا