ابعاد

(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بعد؛ دوری‌ها. ؛ ~ هندسی طول، عرض و ارتفاع.

    ابعار

    (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بعر؛ پشکل‌ها، سرگین‌ها.

      ابعاض

      (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بعض ؛ پاره‌ها، طایفه‌ها، افراد.

        ابعد

        (اَ عَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- دورتر، بعیدتر.
        ۲- خویش دور، بیگانه.
        ۳- خیانت گر، خائن.
        ۴- خیر، فایده. ج. اباعد.

          ابقاء

          (اِ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- باقی گذاشتن ؛ به جای ماندن چیزی را، زنده داشتن.
          ۲- رعایت، مرحمت کردن.
          ۳- اصلاح کردن میان قومی.

            ابکار

            (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بکر؛ دوشیزگان، دختران دوشیزه.

              پیمایش به بالا