صفت ابعد (اَ عَ) [ ع. ] (ص.) ۱- دورتر، بعیدتر. ۲- خویش دور، بیگانه. ۳- خیانت گر، خائن. ۴- خیر، فایده. ج. اباعد.
مصدر متعدی ابقاء (اِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- باقی گذاشتن ؛ به جای ماندن چیزی را، زنده داشتن. ۲- رعایت، مرحمت کردن. ۳- اصلاح کردن میان قومی.