خامل

(مِ) [ ع. ] (ص.)
۱- گمنام.
۲- بی قدر، فرومایه.

    خامه

    (مِ) (اِ.)
    ۱- ابریشم خام.
    ۲- سرشیر.
    ۳- قلم.
    ۴- توده، تل ریگ.

      خان

      و مان (نُ) (اِمر.) دار و ندار، خانه و هر آن چه که متعلق به آن است.

        خان

        (اِ.)
        ۱- خانه، سرا.
        ۲- لانه زنبور.
        ۳- شیارهای داخل لوله اسلحه.

          خان خانی

          [ تر – فا. ] (حامص.) حکومتی با دولت مرکزی ضعیف، که هر بخش از کشور برای خود امیری داشته باشد.

            پیمایش به بالا