(اِ.) دایی، برادر مادر.
[ ع. ] (ص.) ۱- تهی. ۲- آزاد، رها.
(بَ) (حامص.) لاف زنی، دروغ – گویی.
(کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) ۱- تهی کردن. ۲- خلوت کردن.
(لِ یَ) [ ع. خالیه ] (ق.) گذشته، قدیم.
(ص.) ۱- ناپخته. ۲- چرم دباغی نشده. ۳- بی تجربه. ۴- ناپیراسته.
(دَ) (اِمص.) بیهوده گویی.
(طَ) (ص مر.) کسی که اندیشههای بیهوده دارد.
(طَ مَ) (ص مر.) کسی که آرزوهای بیهوده در سر میپروراند.
(مِ) [ ع. ] (اِفا. ص.) ۱- خاموش، ساکت، آرمیده. ۲- بی حرکت، بی جنبش.