ختار

(خَ یا خُ) (اِ.) پاک کردن باغ و زراعت از خار و دیگر گیاهان خودرو.

    ختام

    (خِ) [ ع. ] (اِ.) پایان، آخر، انجام.

      ختایی

      (خَ) (ص نسب.)
      ۱- از مردم ختا.
      ۲- یکی از طرح‌های اساسی و قراردادی هنرهای تزیینی ایرانی که در قالی و کاشی و تذهیب به کار رود و آن طرح نموداری است از شاخه درخت یا بوته با گل و برگ و غنچه.

        ختل

        (خَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) فریفتن، گول زدن.
        ۲- (اِ.) فریب، افسون.

          ختلان

          (خَ) (اِ.) نام ناحیه‌ای از بدخشان در ماورالنهر که اسبان خوب و زنان زیبارویش معروف بودند.

            ختم

            (خَ) [ ع. ] (مص م.)
            ۱- به پایان رساندن، به سر آوردن.
            ۲- مهر کردن نامه یا هر چیز دیگر.
            ۳- قرآن را از اوّل تا آخر خواندن.
            ۴- مجلس عزاداری، مجلس ترحیم.

              ختمخالی

              (خَ)(ص.)(عا.) خال خالی، راه راه، دارای لکه‌های غیر از رنگ اصلی متن.

                پیمایش به بالا