ختنبر

(خَ تَ بَ) (ص.) تهیدستی که لاف توانگری زند.

    خجسته

    (خُ جَ تِ) (ص.)
    ۱- مبارک، میمون.
    ۲- نیک، خوب.

      خجک

      (خَ جَ)(اِ.)
      ۱- لکه، داغ.
      ۲- خال سفیدی که در چشم پیدا شود.

        پیمایش به بالا