خرابات

(خَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جِ خرابه ؛ ویرانه‌ها.
۲- میخانه، میکده.
۳- قمارخانه.
۴- در عرفان، مقام و مرتبه ویرانی عادات نفسانی.

    خرابه

    (خَ بِ) [ ع. خرابه ] (اِ.) ویرانه، ویرانه به جا مانده از آبادی.

      خراج

      (خُ) [ ع. ] (اِ.) دمل، دانه و جوشی که روی پوست بدن پیدا شود.

        خراج

        (خَ) (اِ.) مالیات، مالیات ارضی، باج.

          خراز

          (خَ رّ) [ ع. ] (ص فا.)۱ – موزه دوز، مَشک – دوز.
          ۲- آن که مهره و آینه و گردن بند و مانند آن فروشد.

            خرازی

            (خَ رّ) [ ع – فا. ] (اِمر.) دکانی که در آن مهره، آینه، گردن بند و زیورآلات زنانه به فروش می‌رسد.

              خراس

              (خَ) (اِمر.) آسیایی که با نیروی چهارپا یا خر کار می‌کند.

                پیمایش به بالا