(خُ فَ) [ ع. خرافه ] (اِ.) ۱- سخن بیهوده، حدیث باطل. ۲- افسانه، اسطوره.
(خَ یا خِ) (اِ.) ۱- رفتار از روی ناز و زیبایی. ۲- وفای به وعده. ۳- نوید، مژده.
(خُ) (ص فا.) رونده با ناز و تکبر و تبختر.
(خُ مَ دِ) (ص فا.) آن که با ناز و تکبر راه رود.
(خُ دَ) (مص ل.) راه رفتن از روی ناز.
(خَ دِ) (ص مف.) به ناز و تکبر و زیبایی و وقار رفته.
(خَ) (اِ.) نوعی علف.
(خَ یِ) [ ع. خرائد ] (اِ.) جِ خریده. ۱- لؤلؤهای ناسفته. ۲- دوشیزگان، زنان شرمگین.
(خَ رِ) [ ع. ] (ص.) ویران.
(خَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- خراب شدن، ویران شدن. ۲- از تصرفات عروضی است مرکب از خرم و کف.