خش
(خَ) (اِ.) = خاشه: ریزه، خاشه.
(خَ) (اِ.) جعبهای است فلزی حاوی گلولهها که آن را در سلاحهای گرم جای دهند و گلوله به توالی از آن وارد لوله میشود.
(خِ) (اِ.)
۱- آجر خام.
۲- نیزه کوچک.
۳- یکی از نقشهای چهارگانه ورق بازی. ؛~ در آب زدن کنایه از: کار بیهوده کردن.
(خِ تَ) (اِمصغ.) پارچهای که میان دو پاچه شلوار دوزند. ؛ ~ ِ کسی را جر دادن کنایه از: آبروی کسی را بردن، به باد فحش و فضاحت گرفتن.
(خِ) (ص نسب.)
۱- خانهای که از خشت سازند.
۲- هر چیز چهارگوش، مربع.
۳- قطع کتاب در اندازه رقعی با طول و عرض مساوی.