خماهن

(خُ هَ) (اِ.) نوعی سنگ آهن به رنگ تیره که ساییده آن را برای درمان جرب به کار می‌بردند.

    خمپاره

    (خُ رِ) (اِمر.)
    ۱- نوعی گلوله که به وسیله خمپاره انداز پرتاب شود.
    ۲- گلوله‌ای که جهت آتش بازی سازند و در هوا منفجر گردد و به چند رنگ درآید.

      خمپاره انداز

      (~. اَ) (ص فا. اِمر.) سلاحی شبیه توپ که دارای لوله‌ای کوتاه و دهانه‌ای فراخ است و به وسیله آن خمپاره را پرتاب کنند.

        خمخانه

        (خُ نِ) (اِمر.)
        ۱- سردابی که خم‌های باده را در آن جا گذارند.
        ۲- میخانه، میکده.

          خمر

          (خَ) [ ع. ] (اِ.) شراب، نوشابه مستی آور.

            خمریه

            (خَ) [ ع. ] (اِ.) شعری که در وصف شراب سروده شود.

              پیمایش به بالا