خم

(خَ)
۱- (ص.) کج.
۲- پیچ و تاب.
۳- (اِ.) طاق ایوان.
۴- خانه زمستانی.
۵- گره ابرو، اخم.

    خم

    (خُ) (اِ.)
    ۱- ظرف سفالینی بزرگ که در آن آب، سرکه، یا شراب ریزند.
    ۲- کوس، طبل.

      خمار

      (خَ مّ) [ ع. ] (ص.) شراب فروش، باده – فروش.

        خمار

        (خُ) [ ع. ] (اِ.) دردسر و ملالی که پس از مستی عارض شخص می‌شود.

          خماری

          (خُ) [ ع – فا. ] (حامص.) ملامت و دردسری که به علت عدم دسترسی فرد معتاد به مواد مخدر بوجود می‌آید.

            خماسی

            (خُ) (ص نسب.)
            ۱- پنج جزوی، آن چه دارای پنج جزو باشد.
            ۲- کلمه پنج حرفی.

              پیمایش به بالا