خندان

(خَ)
۱- (ص فا.) خنده کننده.
۲- (ق.) در حال خندیدن.
۳- شکوفه کننده.
۴- هر چیز شکفته، مانند غنچه، انار، پسته.

    خندستان

    (خَ دِ یا دَ) (اِمر.)
    ۱- افسوس، سخره، لاغ.
    ۲- مجلس مسخرگی، معرکه مسخرگی.
    ۳- کنایه از: لب و دهان معشوق.

      خندق

      (خَ دَ) [ معر. ] (اِ.) گودالی که گرداگرد شهر، قلعه و مانند آن درست می‌کردند تا مانع از ورود دشمن و سیل گردد. ج. خنادق.

        خنده

        (خَ دِ) [ په. ] (اِ.) حالتی در انسان که به سبب شادی و نشاط ایجاد شودولب‌ها و دهان گشا د گردند. ؛ از ~ روده بر شدن کنایه از: خنده شدید و ممتد کردن.

          پیمایش به بالا