ابی

( اَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.) (مرکب از اب: پدر + یای نسبت: پدری) پدری، صلبی.

    ابی

    (اَ بِ یّ) [ ع. ] (ص.) ابا کننده، سرکش، انکار کننده.

      ابیات

      ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بیت.
      ۱- خانه‌ها.
      ۲- سخنان منظوم.

        ابیب

        (اَ) [ معر. ] (اِ.) نامی است که عرب به ماه اپیفی که در تقویم مصریان یا قبطیان معمول بوده داده‌است، نام ماه اول سال عبرانیان که سپس نام نیسان گرفت تقریباً معادل با آوریل.

          ابیت

          (اَ یَّ) (مص ل.)
          ۱- مقام بلند و رفیع طلبیدن.
          ۲- از کارهای پست دوری کردن.

            پیمایش به بالا