داد
[ په. ] (اِ.)
۱- قانون.
۲- عدالت، انصاف.
۳- بانگ، فغان. ؛~ سخن دادن سخنوری کردن، نطق کردن. ؛~ کسی به هوا رفتن فریادش برخاستن.
[ په. ] (اِ.)
۱- قانون.
۲- عدالت، انصاف.
۳- بانگ، فغان. ؛~ سخن دادن سخنوری کردن، نطق کردن. ؛~ کسی به هوا رفتن فریادش برخاستن.
(فَ) (ص فا.)
۱- آن که عدالت ایجاد کند.
۲- از نامها و صفات باری تعالی.
۳- یکی از گوشههای موسیقی.
[ فر. ] (اِ.)مکتبی است زاییده اضطراب و هرج و مرج حاصل از خرابی و آدم کشی و بیداد جنگ جهانی اول. ~متأثر از سبک فوتوریسم که به سبک سورئالیسم منتهی شد.