داغ

[ په. ] (ص.)
۱- بسیار گرم، سوزان.
۲- (مجازاً) پررونق.
۳- هیجان انگیز. ؛~ دل کسی را تازه کردن باعث یادآوری و تجدید غمی شدن که او در گذشته تحمل کرده‌است. ؛ ~ چیزی را به دل کسی گذاشتن کسی را از داشتن چیز دلخواهش محروم کردن. ؛~ پیشانی نشانی که به سبب سجده کردن بسیار در پیشانی می‌افتد.

    داغ کردن

    (کَ دَ) (مص م.)
    ۱- بسیار گرم کردن.
    ۲- سوزاندن موضعی به وسیله آلتی فلزی که در آتش سرخ شده.

      پیمایش به بالا