دردا

(دَ) (اِصت.) کلمه دال بر افسوس: دریغا؛ آه!

    دردانه

    (دُ نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
    ۱- مروارید، یکتا.
    ۲- (کن.) بسیار گرامی.

      دردکش

      (دُ. کِ) (ص فا.)۱ – کسی که شراب را تا ته پیاله با درد می‌نوشد.
      ۲- شرا ب خوار، باده خوار.
      ۳- به معنی شراب ساز هم گفته شده.

        درده

        (دُ دِ یا دَ) (اِ.) دردی شراب و روغن و مانند آن.

          پیمایش به بالا