دشت

(دَ) [ په. ] (اِ.) صحرا، زمین پهناور و ناهموار.

    دشتان

    (دَ) [ په. ] (ص.) حالت زنی که دچار عادت ماهانه باشد، حایض.

      دشتی

      (دَ)
      ۱- (ص نسب.) منسوب به دشت ؛ صحرایی.
      ۲- نام یکی از آوازهای ایرانی.

        دشک

        (دَ) (اِ.)
        ۱- رشته تابیده که بر سوزن کشند.
        ۲- ریسمان خام.

          دشمن

          (دُ مَ) [ په. ] (اِ.) آن که بد فرد دیگری را خواهان است ؛ عدو.

            پیمایش به بالا