(دَ عِ) [ ع. دفعه ] (ق.) بار، نوبت، مرحله.
(دَ) [ ع. ] (مص م.) ریختن، ریزانیدن.
(دَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- به خاک سپردن مرده. ۲- پنهان کردن.
(دَ) (اِ.) غاشیه، زین پوش.
(دِ) [ فر. ] (اِ.) رژه.
(دَ) [ ع. ] (ص مف.) پنهان شده در زیر خاک، مدفون.
(دَ نِ) [ ع. دفینه ] (اِ.) گنج یا پولی که در زمین دفن کرده باشند. ج. دفاین.
(دِ ق یا قّ) [ ع. ] (ص.) ۱- باریک. ۲- اندک، کم.
(دَ) (اِ.) = دک: خواستن، سؤال کردن، گدایی کردن.
(دَ قّ) [ ع. ] (مص م.) کوبیدن، کوفتن.