دهلیزی

(~.) (ص نسب.)
۱- منسوب به دهلیز.
۲- سخن بی معنی، گفتار بی فایده.

    دهم

    (دَ هُ) (ص.) عدد ترتیبی برای ده، در مرحله ده، عاشر.

      دهن

      (دُ هْ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- روغن.
      ۲- چربی. ج. ادهان.

        دهه

        (دَ هِ) (اِمر.)
        ۱- ده واحد از چیزی.
        ۲- ده روز از ماه.
        ۳- هر ده سال.

          دهیاء

          (دَ هْ) [ ع. ] (ص.) سخت، شدید، بلای سخت.

            دو

            چند (دُ. چَ) (ق مر.) مضاعف، دو برابر.

              پیمایش به بالا