اجاره نشین

(~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که در محل اجاره‌ای زندگی می‌کند، مستأجر. اجازه (اِ زِ) [ ع. اجازه ]
۱- (مص م.) رخصت دادن، رخصت.
۲- (اِ.) گواهی صلاحیت دادن فتوی به کسی از طرف یک عالِم.

    اجاق

    (اُ) [ تر. ] (اِ.)
    ۱- دیگدان، آتشدان.
    ۲- دودمان، خاندان.
    ۳- صاحب کرامات و کشف. ؛ ~گاز نوعی اجاق که سوخت آن گاز متان است. ؛ ~برقی نوعی اجاق که با نیروی برق گرما تولید می‌کند و مثل اجاق گاز برای پختن غذا و جز آن به کار می‌آید.

      اجاق کور

      [ تر – فا. ] (ص مر.) (عا.) کسی که نمی‌تواند فرزند داشته باشد، نازا، عقیم.

        اجانب

        (اَ نِ) [ ع. ] (ص.) جِ اجنبی ؛ بیگانگان.

          اجانه

          (اِ نِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- تشت، تغار.
          ۲- نام یکی از صورت‌های فلکی جنوبی.
          ۳- گودالی که پای درخت درست کنند برای آب دادن به آن.

            پیمایش به بالا