اجباراً

(اِ رَ نْ) [ ع. ] (ق.)
۱- از روی ناچاری و اکراه.
۲- به ستم و زور.

    اجتباء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.)برگزیدن، انتخاب کردن.
    ۲- فراهم آوردن.
    ۳- (اِمص.)برگزیدگی.

      اجتثاث

      (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) از بیخ و بن برکندن، بریدن، از بن بریدن، بیخ بر کردن، استیصال.

        اجتراء

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) دلیر شدن، جرئت پیدا کردن.
        ۲- (اِمص.) دلیری.

          اجتماع

          (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- گرد هم آمدن، جمع شدن.
          ۲- مقارنه ماه و آفتاب، زمانی که ماه و آفتاب در یک برج و یک درجه و یک دقیقه جمع شوند.

            پیمایش به بالا