اجتماعات
(~.) [ ع. ] (مص ل.) جِ اجتماع.
۱- گرد آمدنها، فراهم آمدنها، انجمن کردنها.
۲- گروههای فراهم آمده، دستههای به هم پیوسته.
(~.) [ ع. ] (مص ل.) جِ اجتماع.
۱- گرد آمدنها، فراهم آمدنها، انجمن کردنها.
۲- گروههای فراهم آمده، دستههای به هم پیوسته.
(~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به اجتماع ؛
۱- همگانی، عمومی.
۲- کسی که آداب معاشرت را میداند.
(اِ تِ) [ ع. ] (ص نسب.) جِ اجتماعی. کسانی که طرفدار جامعه بوده و همه چیز را برای همگان بخواهند.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سعی کردن، کوشیدن،
۲- (اِمص.) سعی، کوشش.
۳- استنباط مسایل شرعی از قرآن و حدیث.