(دَ) [ ع. ] (ص نسب.) ۱- منسوب به دیر. ۲- دیرنشین.
(ق مر.) زمان دور و دراز، زمان پیشین.
(ص فا.) پایدار، بادوام.
(رَ) (اِمصغ.) تیر بسیار بزرگ، تیرک.
(کَ) (مص مر.) = دیر کردن: عقب افتادن، تأخیر.
(ص مر.) ۱- زمان قدیم. ۲- دیروقت.
(مَ) (ص.) کهنه، قدیمی.
(رَ) (ق.) ۱- مدت دراز. ۲- بادوام.
(ص فا.) آن چه که مدتی دراز بکشد، کهن، قدیمی.
(ص نسب.) کهنه، قدیم.