احفاد
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ حافد و حفد.
۱- فرزند – زادگان، نوادگان.
۲- یاران، خادمان.
(ا َ ) [ ع. ] (اِ.)جِ حکم.۱ – رأیها، دستور -ها.
۲- مجموعه دستورالعملهای شرعی.
۳- آداب، رسمها.
۴- مجموعه قوانین و مقرراتی که به اراده محکوم علیه قابل تغییر است.
( اَ ) [ ع. ]
۱- (اِ.) شکیباییها، وقارها.
۲- خِردها.
۳- جِ حلم ؛ خوابها، خوابهای شیطانی.
۴- (ص.) جِ حلیم ؛ بردباران.