احماض

( اِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- از حالی به حال دیگر گشتن.
۲- شوخی و مزاح کردن.
۳- از جدیّت به سستی گراییدن.

    احمال

    ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ حَمل ؛ بارهای شکم، بارهای درخت.
    ۲- جِ حَمَل ؛ بره‌ها.

      احمق

      (اَ مَ) [ ع. ]
      ۱- (ص.)نادان، بی خرد، بی – هوش.
      ۲- (ص تف.) نادان تر، سفیه تر.

        پیمایش به بالا