زرشک

(زِ رِ) (اِ.)
۱- درختچه‌ای است با برگ‌های دندانه دار و گل‌های خوشه‌ای زرد رنگ که میوه آن کوچک و قرمز رنگ و بیضوی است. ر یشه و برگ و میوه آن به مصارف دارویی و خوراکی می‌رسد.
۲- (عا.) لفظی حاکی از خشم و اعتراض مترادف «آی زکی».

    زرشک پلو

    (~. پُ لُ) (اِمر.) نوعی پلو که در آن گوشت (معمولاً مرغ) زرشک و زعفران می‌ریزند.

      زرع

      (زَ رْ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) کشاورزی کردن.
      ۲- (اِمص.) کشاورزی.
      ۳- (ص.) کاشته. کشت.

        زرغون

        (زَ رْ) (اِ.) = زرگون. زرعونی: نام معجونی مرکب از قند قوام آمده و ادویه که برای تقویت مهره‌ها به کار می‌بردند.

          زرق

          (زَ) [ ع. ]
          ۱- (اِمص.) تزریق.
          ۲- (اِمص.) کبودی.
          ۳- دورویی، نفاق.

            Scroll to Top