آبست

(~.) (اِ.) بخش درونی پوست مُرکبات.

    آبست

    (بِ)
    ۱- (ص.) آبستن.
    ۲- (اِ.) زهدان، رحم.

      آبستره

      (بِ تِ رِ) [ فر. ] (ص.)
      ۱- ویژگی شیوه‌ای که در آن سعی می‌شود اشیا به صورت غیرواقعی اما به نوعی بیان کننده عواطف هنرمند باشد.
      ۲- ویژگی هر اثر هنری که متکی به حالات ذاتی و درونی است نه نمودهای ظاهری ؛ انتزاعی.

        آبستن

        (بِ تَ) (ص.) = آبستان:
        ۱- حامله، باردار.
        ۲- پنهان، پوشیده. ؛~شب ~ است (کن.) وقوع حوادث تازه محتمل است.

          آبسته

          (بِ تِ)
          ۱- (ص.) آبستن.
          ۲- (اِ.) زهدان، رحم.

            آبسکون

            (بِ)(اِ.) نام دریای خزر و جزیره‌ای در آن.

              پیمایش به بالا