سفره

(سُ رِ) [ ع. سُفَره ] (اِ.) پارچه‌ای که هنگام غذا خوردن، خوردنی‌ها را روی آن می‌چینند. ؛ ~ ابوالفضل سفره‌ای که نذر حضرت ابوالفضل عباس برادر امام حسین (ع) شده‌است. ؛~ عقد سفره‌ای که در مراسم عقد در برابر عروس و داماد می‌گسترند و در آن آیینه و شمعدان و قرآن و برخی خوراکی که بیشتر جنبه نمادی دارد، می‌گذارند.

    سفری

    (سَ فَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
    ۱- لوازم سفر.
    ۲- مسافر.
    ۳- شاعرانی که در لشکر – کشی‌ها پادشاه را همراهی می‌کردند.

      سفساف

      (سَ) [ ع. ] (اِ. ص.)
      ۱- نابکار، هیچکاره.
      ۲- سخن بیهوده و بی معنی.

        سفسطه

        (سَ سَ طِ) (اِ.) مغالطه کردن برای وارونه نشان دادن حقایق.

          سفسطی

          (سَ فْ سَ) [ ع. ] (ص نسب.) سو – فسطایی، منسوب به سفسطه، آن که سفسطه کند (پیرو مکتب سوفسطایی).

            سفط

            (سَ فَ) [ معر. ] (اِ.) سبد، زنبیل.

              Scroll to Top