ارنبه

(اَ نَ بِ یا بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- خرگوش ماده.
۲- پره بینی.

    اره

    (اَ رِّ) (اِ.) ابزاری است برای بریدن چوب یا فلز که از آهن و به شکل تیغه بلند و باریک و دندانه دار و تیز ساخته شده‌است. ؛ ~دادن و تیشه گرفتن کنایه از: بگومگو کردن، کلنجار رفتن.

      اره

      زبان (اَ رُِ. زَ) (ص مر.)
      ۱- تیززبان، زبان – دراز.
      ۲- بهتان گوی.

        ارهاق

        ( اِ ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) کسی را بیش از طاقت وی تکلیف کردن.
        ۲- (مص ل.) نافرمانی کردن.

          ارواء

          ( اِ ) (اِ.) [ ع. ] (مص م.)۱ – سیراب کردن.
          ۲- روان کردن.
          ۳- به روایت شعر داشتن.

            ارواح

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ روح ؛ روح‌ها، روان‌ها.

              ارواحنافداه

              (اَ حُ فِ) [ ع. ] (شب جم.) روان‌های ما فدای او باد، جان‌های ما فدای او باد.

                پیمایش به بالا