اریب

( اُ ) [ ع. ] (ص.)۱ – منحرف، کج.
۲- کجی.

    اریب

    ( اَ ) [ ع. ] (ص.) خردمند، زیرک، دانا.

      اریج

      (اَ رِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) بوی خوش دادن.
      ۲- (اِ.) بوی خوش.

        اریحیت

        (اَ یَ حِ یَّ) [ ع. ] (مص جع.)
        ۱- عطا.
        ۲- شادمانی.
        ۳- خوش دلی.

          اریغارون

          (اِ) [ معر. ] (اِ.) گیاهی از تیره مرکبان که جزو گیاهان علفی نواحی معتدل اروپا و آمریکا می‌باشد. در حدود ۷۰ گونه از این گیاه شناخته شده که همگی آن‌ها دارای گل‌هایی مجتمع به شکل خوشه در انتهای ساقه می‌باشند و هر گل دارای طبقی نسبتاً پهن است که گلبرگ‌ها در اطرافش قرار گرفته اند؛ ایریغارون نیز گویند.

            اریگاتور

            (اِ تُ) [ فر. ] (اِ.) ظرف فلزی یا لعابی با لوله لاستیکی برای تنقیه یا شستشوی مجرای ادرار.

              از

              ( اَ) [ په. ] (حراض.)۱ – علامت مفعول غیر – صریح یا باواسطه.
              ۲- علامت ابتدا و آغاز.
              ۳- در، اندر.
              ۴- برای، بهر، به سبب.
              ۵- نسبت به، در مقایسه با.
              ۶- به دلیل، به علت.
              ۷- در، اندر.
              ۸- از سویی، از طرف.
              ۹- به جای، در عوض.

                از

                دیده و دندان (اَ. دِ. وَ. دَ)(ق.) با کمال میل و رغبت.

                  پیمایش به بالا