فقاع گشودن

(~. گُ دَ) [ ع – فا. ]
۱- (مص م.) باز کردن سر شیشه شراب.
۲- (مص ل.) کنایه از: آروغ زدن.
۳- لاف زدن.
۴- تمتع بردن.

    فقاهت

    (فَ هَ) [ ع. فقاهه ] (مص ل.)
    ۱- دانا شدن، عالم گشتن.
    ۲- فقیه شدن، فقیه بودن.

      فقدان

      (فِ یا فُ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) گم کردن، از دست دادن.
      ۲- (مص ل.) گم شدن.

        فقرا

        (فُ قَ) [ ع. فقراء ] (اِ. ص.) جِ فقیر؛
        ۱- تهی دستان، تنگ دستان.
        ۲- عارفان، درویشان.

          فقره

          (فِ قْ رَ) [ ع. فقره ] (اِ.) مهره پشت، هر یک از مهره‌های ستون فقرات.

            فقط

            (فَ قَ) [ ع. ] (ق.) منحصراً، تنها.

              Scroll to Top