قسنجه
(قَ سَ جِ یا جَ) (اِ.) (عا.) مالش دل که از فرط میل و هوس به چیزی ایجاد میگردد.
(قُ عَ رَ یا رِ) [ ع. قشعریره ]
۱- (مص ل.) ناگاه مو بر بدن خاستن از احساس مکروهی یا از تصور آن.
۲- جمع شدن پوست بدن.
۳- (اِمص.) لرزش، لرزه، لرز.
(قَ قِ یا قَ) [ ع. قشقه ] (اِ.)
۱- تیرگی نشان پیشانی اسب.
۲- در فارسی: نشانی که کافران بر پیشانی کنند از زعفران و صندل و غیره.