قط زن

(~. زَ) [ ع – فا. ] (اِ.) چوب باریکی که نوک قلم را هنگام بریدن روی آن می‌گذارند.

    قطا

    (قَ) [ ع. ] (اِ.) مرغ سنگخوار.

      قطاب

      (قُ طّ) (اِ.) نوعی شیرینی که از آرد و شکر و روغن و گلاب و مغز پسته درست شود.

        قطاب

        (قِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- آمیختگی.
        ۲- گریبان.

          قطابه

          (قُ بَ یا بِ) [ ع. قطابه ] (اِ.) تکه‌ای گوشت، قطعه‌ای از گوشت.

            قطار

            (قَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – یک رشته شتر.
            ۲- در فارسی نام وسیله مسافربری، ترن.
            ۳- صف، ردیف.

              قطاس

              (قُ) [ معر – یو. ] (اِ.) نام عام برای هر یک از پستانداران دریازی از راسته آب بازان.

                قطاع

                (قَ طّ) [ ع. ] (ص.) بسیار برنده، قطع کننده.

                  پیمایش به بالا