قطران

(قَ) [ ع. ] (اِ.)مایعی چسبنده که از تقطیر زغال سنگ به دست می‌آید و بوی بدی دارد.

    قطرب

    (قُ رُ) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) ناخوشی ای که با حرکات متوالی اندام‌ها و لرزش اعضا و فلج و عدم کنترل عضلات بدن همراه است.
    ۲- (ص.) مصروع.

      قطره

      (قَ رِ) [ ع. قطره ] (اِ.) چکه، مقدار کمی آب. ج. قطرات.

        قطره دزد

        (~. دُ) [ ع – فا. ] (ص مر. اِمر.)
        ۱- (کن.) آفتاب، خورشید.
        ۲- ابر، سحاب.

          قطع

          (~.) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- برش، پاره.
          ۲- اندازه طول و عرض چیزی.
          ۳- جزم، یقین.

            پیمایش به بالا