قلقل

(قُ قُ یا قِ قِ) [ ع. ] (ص.) مرد چست سبکروح و ظریف.

    قلک

    (قُ لَّ) (اِ.) = غلک: ظرفی که کودکان پول خود رادر آن اندازند، جمع کنند.

      قلم

      (قَ لَ) [ معر – یو. ] (اِ.)
      ۱- هر ابزاری که با آن بنویسند.
      ۲- نی تراشیده که با آن بنویسند. ؛ ~ به تخم چشم زدن کنایه از: کار نویسندگی یا قلم زنی کردن.

        قلم بندی

        (قَ لَ. بَ) [ معر. ] (حامص.) عمل قلم بند و آن تهیه و ساختن قلم مو برای انواع نقاشی‌ها است.

          پیمایش به بالا