کنت

(کُ) [ فر. ] (اِ.) لقبی اشرافی در اروپا.

    کنترات

    (کُ تُ) [ فر. ] (اِ.) قرارداد، قرارداد برای کارهای ساختمانی و غیره، پیمان.

      کنتراتچی

      (کُ تْ) [ فر – تر. ] (ص مر. اِمر.) آن که فروش جنس یا اجناسی را به ادارات دولتی و شرکت‌ها مقاطعه کند، مقاطعه کار، پیمانکار.

        کنتراست

        (کُ تْ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- تضاد احساسات و افکار و رنگ‌ها.
        ۲- میزان اختلاف میان روشن ترین و تیره ترین بخش یک تصویر.

          کنترباس

          (کُ تِ) [ فر. ] (اِ.) بزرگترین و بم ترین آلات موسیقی و آن از سازهای اصلی و شبیه ویولن و ویولن سل است ولی انتهایش به زمین متکی است و ایستاده نواخته می‌شود.

            کنتس

            (کُ تِ) [ فر. ] (اِ.) لقب همسر یا دختر کنت.

              کنتور

              (کُ تُ) [ فر. ] (اِ.) = کنتر: دستگاهی برای تعیین کردن مصرف برق و آب و امثال آن‌ها.

                کنج

                (کُ نْ) (اِ.)
                ۱- گوشه، زاویه.
                ۲- چین و شکن و چروک.

                  پیمایش به بالا