کیان

(کُ) (اِ.) خیمه گردی که به یک ستون برپا باشد.

    کیانا

    (اِ.)
    ۱- طبیعت، اصل هر چیز.
    ۲- هر یک از طبایع چهارگانه.

      کیبیدن

      (کِ بِ دَ) (مص ل.) از راه برگشتن، منحرف شدن، از جایی به جایی کشیدن.

        کیبیده

        (دَ یا دِ) (اِمف.)
        ۱- به یکسو رفته، کناره گرفته.
        ۲- از جایی به جایی شده.
        ۳- تحاشی کرده.
        ۴- انحراف یافته، منحرف.
        ۵- فریفته (به عشق).

          کیپ

          (ص.) (عا.)
          ۱- پر، انباشته، به هم پیوسته.
          ۲- بسته.
          ۳- گرفته.

            کیپا

            (اِ.) = گیپا: شکنبه گوسفند که در آن گوشت قیمه و برنج و لپه و جز آن آکنده پزند و خورند.

              کیچ

              (ص.)
              ۱- پراکنده، پریشان.
              ۲- کم، اندک.

                پیمایش به بالا