اسم گلیم (گِ) (اِ.) نوعی فرش که از پشم میبافند. ؛ ~ خود را از آب درآوردن کنایه: از عهده کار خود برآمدن.
اسم مرکب گلیم گوش (~.) (اِمر.) موجودی متوهم به شکل آدمی با گوشهای بزرگ به حدی که یک گوش را بستر و دیگری را لحاف میکرده اند؛ گوش بستر.