گمیز

(گُ یا گَ) [ په. ] (اِ.) ادرار، شاش.

    گنبد

    (گُ بَ) [ په. ] (اِ.) قُبِّه و برآمدگی که بر بالای معابد و مساجد می‌سازند.

      گنبدی

      (~.) (ص نسب.)
      ۱- به شکل گنبد.
      ۲- خیمه کوچک.
      ۳- جست و خیز کردن.

        گنج

        (گَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- خزانه زر و سیم، جواهری که در جایی پنهان باشد.
        ۲- ثروت بسیار.
        ۳- انبار، مخزن. ؛ ~ باد آورده گنجی که بی زحمت و رنج به دست آید.

          پیمایش به بالا