لک زدن
(~. زَ دَ) (مص ل.) به سختی در آرزوی چیزی بودن.
(~. شُ دَ) (مص ل.) (عا.) رنگ نقطهای از پارچه یا جامه به سببی به رنگ دیگر درآمدن، لکه دار شدن.
(لَ لَ) (اِ.) = لکلکه:
۱- سخنان هرزه و یاوه.
۲- پرندهای است با پاهای بلند و گردن دراز که در جاهای بلند لانه درست میکند و خزندگان و حشرات را شکار میکند.
(لَ) (اِ.) یکی از چهار صورت ورقهای بازی آس است که بر آن صورت زنی منقوش است (نظیر بی بی در بازیهای دیگر).