(ص.) ۱- جوانمرد، بخشنده. ۲- غلامباره.
(خُ) (ص مف.) مورد سوءاستفاده قرار گرفته.
(گَ) (حامص.) جوانمردی.
(لَ عَ) [ ع. لوعه ] (مص ل.) ۱- بی تابی کردن. ۲- سوزش دل از غم یا عشق.
(دَ)(مص م.)۱ – آشامیدن. ۲- دوشیدن.
(اِ.) آن که روی زانو و کف دست راه رود.
(اِ.) نوعی شتر کم موی بارکش.
[ فر. ] (ص.) شیک، زیبا، قشنگ، پر – شکوه، تجملی.
(~.) (اصت.) آواز و ناله گربه و سگ.
(کِ یا کَ) ۱- آرد (مطقاً). ۲- آردی که از گندم و نخود بریان شده به دست آید؛ آرد پست.