لوطی

(ص.)
۱- جوانمرد، بخشنده.
۲- غلامباره.

    لوعت

    (لَ عَ) [ ع. لوعه ] (مص ل.)
    ۱- بی تابی کردن.
    ۲- سوزش دل از غم یا عشق.

      لوک

      (اِ.) آن که روی زانو و کف دست راه رود.

        لوک

        (اِ.) نوعی شتر کم موی بارکش.

          لوکس

          [ فر. ] (ص.) شیک، زیبا، قشنگ، پر – شکوه، تجملی.

            لوکه

            (کِ یا کَ)
            ۱- آرد (مطقاً).
            ۲- آردی که از گندم و نخود بریان شده به دست آید؛ آرد پست.

              پیمایش به بالا