مامان
[ فر. ]
۱- (اِ.) (در زبان کودکان) مادر.
۲- (ص.) در تداول فارسی هر چیز خوب و قشنگ.
[ فر. ] (اِ.) گونهای فیل فسیل شده که در ابتدای دوران چهارم در اروپا و شمال آسیا میزیسته و بدنش پوشیده از موهای طویل بوده و عاج طویل و پیچیدهای داشتهاست.
[ په. ]
۱- (اِ.) اسباب و اثاثیه خانه.
۲- مثل و مانند.
۳- خانه.
۴- (پس.) به صورت پسوند در کلمات مرکب آید و به معنی محل، جا و خانه: دودمان.
۵- در بعضی کلمات به معنی «منش» و «اندیشه» آید: شادمان، قهرمان.
۶- از ریشه فعل اسم معنی (اسم مصدر) میسازد: زایمان، سازمان.
۷- از مصدر مرخم اسم ذات میسازد: ساختمان.
۸- در ضمیر شخصی متصل اول شخص جمع: الف – در حالت اضافی (ملکی): کتابمان. ب – در حالت مفعولی: گفتمان (به ما گفت).
[ فر. ] (اِ.) نیروی مستقل مادی و روحانی که در همه جا پراکندهاست و در همه شعارها و موجودات و اشیاء مقدس شرکت دارد.