متدرجاً

(مُ تَ دَ رِّ جَ نْ) [ ع. ] (ق.) به تدریج، آهسته آهسته.

    متدلوژی

    (مِ تُ دُ لُ) [ فر. ] (اِ.) روش تحقیق در علوم، روش شناسی.

      متذکر

      (مَ تَ ذَّ کِ) [ ع. ] (اِفا.) یادآوری کننده، به خاطر آورنده.

        متر

        (مِ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- نواری باریک و درجه – بندی شده از فلز، پارچه یا جنس دیگر که برای اندازه گیری طول و عرض اشیاء استفاده می‌شود.
        ۲- واحد طول که تقریباً برابر است با یک چهل میلیونیم نصف النهار زمین. ؛ ~مربع واحد سطح و آن مربعی است به ضلع یک متر. ؛ ~مکعب واحد حجم و آن مکعبی است به ضلع یک متر.

          پیمایش به بالا