مرح

(مَ رَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- شادمان شدن.
۲- خرامیدن به ناز.
۳- تباه شدن.

    مرح

    (مَ رِ) [ ع. ] (ص.) متبختر از نشاط و فرح.

      مرحب

      (مَ حَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- فراخی، سعه.
      ۲- نامی است از نام‌های مردان.

        مرحبا

        (مَ حَ) [ ع. ] (شب جم .) آفرین ؛ کلمه‌ای که در تحسین استعمال می‌کنند.

          مرحل

          (مَ حَ) [ ع. ] (اِ.) آنجا که کوچ کنند؛ مسکن.

            مرحله

            (مَ حَ لَ یا لِ) [ ع. مرحله ] (اِ.) منزل، منزلگاه.

              مرحله دار

              (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) نگهبان جاده‌ای که در میان دو منزلگاه واقع است.

                پیمایش به بالا