(مُ تَ فا) [ ع. ] (اِمف.) پاکیزه شده، صفا یافته.
(مُ تَ عَ) [ ع. ] (اِمف.) ضعیف شمرده شده، سست وناتوان، تنگدست، بی – بضاعت، فقیر.
(مُ تَ) [ ع. ] (اِمف.) خوش و نیکو، پسندیده.
(مُ تَ) [ ع. ] (اِمف.) چیزی که به دست آید و در ید قدرت شخص باشد.
(مُ تَ رَ) [ ع. ] (ص.) نو، تازه، شگفت.
(مُ طَ) [ ع. ] (اِفا.) پاکیزه شونده، پاک گردنده.
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- درخشان. ۲- منتشر.
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) توانگر، کسی که استطاعت و توانایی دارد.
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) دور چیزی گردنده، گرد گردنده.
(مُ تَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- دراز، طولانی. ۲- شکل چهارگوشی که طول آن بزرگتر از عرض باشد.