معظم

(مُ ظَ) [ ع. ] (اِ.) بزرگ، قسمت بیشتر چیزی.

    معقب

    (مُ عَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آن که از پس آید، پس آینده.
    ۲- درنگ کننده.

      معقب

      (مُ عَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) آن که جانشین و اولاد داشته باشد. مق بلاعقب.

        معقد

        (مَ ق) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- جای بستن گره.
        ۲- جای بستن پیمان.
        ۳- مفصل.

          پیمایش به بالا