منجوق

(مَ یا مُ) (اِ.)
۱- گوی‌های ریز شیشه‌ای که به لباس‌های زنانه می‌دوزند.
۲- ماهچه عَلَم، آنچه که بر سر علم و رایت نصب کنند.
۳- چتر، سایبان.

    منجی

    (مُ جا) [ ع. ] (اِ.) پناه، جای نجات.

      منحت

      (مِ حَ) [ ع. منحه ] (اِ.) بخشش، عطا.

        منحط

        (مُ حَ طّ) [ ع. ]
        ۱- (ص.) انحطاط یابنده، پست شونده.
        ۲- (ص.) پست، پایین.

          پیمایش به بالا