نافله

(ف ل) [ ع. نافله ] (اِ.)
۱- بخشش، عطیه.
۲- عبادتی که واجب نباشد. ج. نوافل.

    نافه

    (فِ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- ناف آهوی مشک.
    ۲- ماده‌ای که در ناف آهوی مشک جمع می‌شود.

      ناق

      (اِ.) (عا.) منتهی درجه. ؛ تا ~ (ق.) تا آخرین درجه.

        ناقابل

        (بِ) [ فا – ع. ] (ص.)
        ۱- اندک، حقیر.
        ۲- آن که قابلیت و استعداد ندارد.

          ناقص

          (قِ) [ ع. ] (اِفا.) ناتمام، نارسا. ؛~العقل کم خرد، احمق. ؛ ~الاعضاء آن که در اعضای بدنش نقصی باشد. ؛ ~الخلقه آن که دارای نقص مادرزادی باشد. ؛ ~العضو آن که عضوی از اعضای بدنش ناقص باشد.

            پیمایش به بالا