نقاد

(نَ قّ) [ ع. ] (ص.)
۱- کسی که پول‌های سره را از ناسره جدا می‌کرد.
۲- کسی که نقاط ضعف یا قوت یک اثر ادبی یا هنری را مطرح می‌کند.

    نقار

    (نَ قّ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- آن که بسیار کنجکاو است.
    ۲- کسی که بر سنگ و چوب کنده کاری و نقاشی کند.
    ۳- آنکه دف یا دهل نوازد.

      نقاره

      (نَ رِ) [ ع. نقاره ] (اِ.) نوعی طبل کوچک دوتایی که با دو چوب باریک نواخته می‌شود.

        نقاره خانه

        (~. ن) [ ع – فا. ] (اِمر.) جای مخصوص بر بالای سردرهای بلند که هر صبح و شام در آنجا نقاره می‌نواختند.

          نقاش

          (نَ قّ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- صورتگر، چهره – پرداز.
          ۲- کسی که در و دیوار و جز آن را رنگ می‌کند، رنگ کار.

            نقاض

            (نِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) گفتن سخنی مخا لف با گفتار پیشین.
            ۲- (اِمص.) خلاف – گویی.

              پیمایش به بالا