(وِ) [ فر. ] (اِ.) داستان بلند، قصه.
(نِ) (اِ.) نک. نُبِی.
(اِ.)مأخوذ از مغولی به معنای شاهزاده، امیر.
(نَ) (اِ.) عشقه.
(نَ) (اِ.) ۱- خبر خوش، بشارت. ۲- وعده نیک.
(نَ دَ) (مص ل.) ۱- نالیدن، زاری کردن. ۲- جنبیدن، لرزیدن.
(نُ یْ) [ فر. ] (اِ.) صدای بیش از حد هواگرد که موجب آزار باشد، سر و صدا. (فره).
(نِ سَ دِ) (ص فا.) ۱- آن که مینویسد، کاتب. ۲- منشی.
(نَ یا نُ) (ص نسب.) تازه، نو.
(نَ) (حر.) نه، نا.